دانشگاه زابل
چکیده: (381 مشاهده)
مقدمه و هدف: در حال حاضر که فناوریهای دیجیتال، تاثیرات شگفتی در بازارهای کار ایجاد کردهاند، توسعه کارآفرینی و اشتغالپذیری، به عنوان نتایج مسیر شغلی، در صدر دستورالعملهای سیاسی و آموزشی قرار دارند؛ به گونهای که پرورش دانشجویان کارآفرین و اشتغالپذیر، یکی از مهمترین رسالتهایی است که از آموزش عالی انتظار میرود. در این راستا، انتظار میرود پرورش دانشجویان کارآفرین یا اشتغالپذیر در عصر دیجیتال، مستلزم توجه به مهارتهای دیجیتال آنان باشد. با این حال، مکانیسم اثرگذاری مهارتهای دیجیتال بر نتایج مسیر شغلی دانشجویان (قصد کارآفرینی، اشتغالپذیری ادراک شده) روشن نیست و پژوهشها در این زمینه کمیاب است. در این راستا، نتایج اندک مطالعات موجود نیز متناقض هستند. شواهدی وجود دارد که خودکارآمدی میتواند بخشی از این مکانیسم را توضیح دهد؛ بنابراین، این پژوهش، به بررسی تاثیر مهارتهای دیجیتال بر قصد کارآفرینی و اشتغالپذیری ادراک شده دانشجویان رشتههای کشاورزی میپردازد و در این راستا نقش میانجیگری خودکارآمدی نیز بررسی میگردد. دستیابی به اهداف این پژوهش، علاوه بر آنکه بر غنای ادبیات قصد کارآفرینی و اشتغالپذیری ادراک شده میافزاید، قادر است بخشی از اهمیت مهارتهای دیجیتال را در توسعه نتایج مسیر شغلی دانشجویان کشاورزی برجسته سازد.
مواد و روشها: در این پژوهش، از رویکرد کمی بهره گرفته شده است و از نظر زمانی، شیوه گردآوری دادهها و پردازش اطلاعات به ترتیب مقطعی، پیمایشی و علی ارتباطی به شمار میآید. همه دانشجویان سال چهارم دوره کارشناسی مشغول به تحصیل در دانشگاههای دولتی، جامعه آماری این پژوهش را تشکیل میدادند. با روش معکوس ریشه مربع، 384 تن به عنوان تعداد نمونه آماری پژوهش انتخاب شد. روش نمونه گیری پژوهش، چند مرحلهای (انتخاب تصادفی 2 دانشگاه از قطبهای پنج گانه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مرحله نخست و سپس گردآوری دادهها از دانشجویان دانشگاههای انتخاب شده با روش نمونهگیری در دسترس) بود. پرسشنامه مهارتهای دیجیتال شامل 37 گویه و 7 بعد (مهارتهای ارتباطی دیجیتال، مهارتهای تولید محتوای دیجیتال، مهارتهای همدلی دیجیتال، مهارتهای اطلاعاتی دیجیتال، مهارتهای حفظ امنیت دیجیتال، مهارتهای تفکر انتقادی دیجیتال، مهارتهای حل مساله دیجیتال)، خودکارآمدی شامل 8 گویه، قصد کارآفرینی شامل 6 گویه و اشتغالپذیری ادراک شده شامل 3 گویه، بخش اصلی ابزار تحقیق را شکل میدادند که در مقیاس لیکرت پنج سطحی در سامانه پرسلاین طراحی و به صورت بر خط در بین نمونه آماری تحقیق توزیع گردید. روایی پرسشنامه، توسط تنی چند از متخصصان آموزش کشاورزی ارزیابی و تایید شد. پایایی ابزار اندازهگیری، با اجرای یک مطالعه پیش آهنگ و ارزیابی ضریب آلفای کرونباخ تایید شد (7/0<α). روایی مدل اندازهگیری نیز با بررسی بارهای عاملی و شاخصهای سنجش روایی همگرا و تشخیصی و پایایی آن نیز با ارزیابی ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تایید گردید (7/0<α وCR ؛ 5/0< AVE؛ 85/0> HTMT). دادههای گردآوری شده با استفاده از رویکرد حداقل مربعات جزیی مدل معادلات ساختاری تحلیل شد. از نرم افزار Smart PLS برای تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: بررسی و تحلیل مقدار حجم اثر (019/0 = f2) رابطه مستقیم مهارتهای دیجیتال بر قصد کارآفرینی (031/0=p، 157/2=t، 125/0=β) مطابق با دستورالعملها، به صورت تجربی تایید کرد که توسعه مهارتهای دیجیتال به صورت مستقیم بر بهبود قصد کارآفرینی دانشجویان رشتههای کشاورزی اثر قابل ذکری ندارد. به سبب اثر غیر مستقیم و معنادار مهارتهای دیجیتال بر قصد کارآفرینی با میانجیگری خودکارآمدی (001/0=p، 842/7=t، 294/0=β)، نقش میانجیگری کامل خودکارآمدی در این رابطه استنباط شد. همچنین یافتههای به دست آمده نشان داد که توسعه مهارتهای دیجیتال به صورت مستقیم (با اثر کم) (001/0=p، 066/4=t، 231/0=β) و غیر مستقیم (با میانجیگری خودکارآمدی) بر توسعه اشتغالپذیری ادراک شده دانشجویان موثر است (001/0=p، 607/6=t، 268/0=β). به طور کلی، اثر کلی مهارتهای دیجیتال بر اشتغالپذیری ادراک شده (001/0=p، 040/12=t، 499/0=β )، با اندکی اغماض، بزرگ و بر قصد کارآفرینی (001/0=p، 011/9=t، 419/0=β ) متوسط ارزیابی شد. بر این مبنا، جهتگیری مثبت و قدرت تاثیرگذاری کلی مهارتهای دیجیتال بر قصد کارآفرینی و اشتغالپذیری ادراک شده نشان میدهد که توسعه مهارتهای دیجیتال برای بهبود نتایج مسیر شغلی دانشجویان رشتههای کشاورزی ضروری است. نتایج بیانگر آن است که به ترتیب 2/43 درصد و 7/39 درصد از واریانس متغیرهای اشتغالپذیری ادراک شده و قصد کارآفرینی دانشجویان مورد بررسی توسط متغیرهای پیش بین، تبیین میگردد.
نتیجه گیری: یافتههای حاصل، با ارائه بینشی نوین در زمینه نقش مهارتهای دیجیتال در توسعه نتایج مسیر شغلی دانشجویان دوره کارشناسی رشتههای کشاورزی بخشی از این مکانیسم را آشکار ساخت. نتایج به دست آمده، بیانگر آن است که مهارتهای دیجیتال به صورت مستقیم تاثیر قابل توجهی بر نتایج مسیر شغلی دانشجویان ندارند؛ بلکه اثر گذاری آنها مخصوصا در قصد شروع یک کسب و کار نو، از طریق خودکارآمدی صورت میگیرد. بر این اساس، توسعه مهارتهای دیجیتال قادر خواهد بود با بهبود خودکارآمدی دانشجویان، علاوه بر بهبود بخشیدن درک آنان از قابلیتهای خود در یافتن شغل، قصد آغاز یک کسب و کار نو را نیز در آنان ارتقا دهد. نتایج موید آن است که برنامههای مراکز آموزش عالی برای تقویت قصد کارآفرینی و اشتغالپذیری ادراکشده در دانشجویان کشاورزی، بایستی افزون بر آموزش و توسعه مهارتهای دیجیتال، بر تقویت حس خودکارآمدی آنان نیز تمرکز نمایند. به طور خلاصه، اثرات کل مهارتهای دیجیتال بر نتایج مسیر شغلی، به وضوح نشان می دهد که مهارتهای دیجیتال یک عامل کلیدی و قدرتمند برای پیش بینی و توسعه نتایج مسیر شغلی مورد بحث (اشتغالپذیری ادراک شده و قصد کارآفرینی) در دانشجویان کشاورزی است. نتایج این مطالعه، میتواند به توسعه برنامههایی که هدف آنها توسعه قصد کارآفرینی و اشتغالپذیری در دانشجویان کشاورزی است کمک کند. از سویی دیگر، قدرت اثرات کلی مهارتهای دیجیتال بر اشتغالپذیری ادراک شده و قصد کارآفرینی میتواند توجیهی قوی برای سرمایهگذاری در برنامههای آموزشی برای توسعه مهارتهای دیجیتال در مراکز آموزش عالی کشاورزی را فراهم آورد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
آموزش کارآفرینی دریافت: 1404/7/14 | پذیرش: 1404/11/7