1- دانشگاه ولایت
2- دانشگاه رازی
چکیده: (7 مشاهده)
مقدمه و هدف: صنعت گردشگری در حال حاضر در سراسر جهان بهعنوان موتور توسعهی اقتصادهای مختلف تلقی میشود و گردشگری کشاورزی بهعنوان یکی از حوزههای جدید این صنعت به یک روند رشد پایدار و سبز اقتصادی تبدیل شده است. گردشگری کشاورزی روشی برای توسعهی گردشگری پایدار و چندکارکردی در مناطق روستایی است که از طریق آن، بازدیدکننده این فرصت را دارد که با مناطق و مشاغل کشاورزی، محصولات محلی، غذاهای سنتی و زندگی روزمره مردم روستا بهعنوان عناصر و سنتهای فرهنگی آشنا شود (Shah et al., 2019). نقش این صنعت در ایجاد اشتغال، درآمدزایی، کارآفرینی و توسعهی اقتصادی و وجود قابلیتهای فراوان کشور در دو حوزهی گردشگری و کشاورزی (Morovat et al., 2018)، همچنین نرخ بالای بیکاری و وضعیت اقتصادی نابسامان کشور، توجه به این حوزههای راهبردی را بیش از پیش جلوهگر میکند. با توجه به اینکه اکوسیستمهای کارآفرینی بهعنوان مجموعهای چند بعدی از عوامل متقابل که تأثیر فعالیتهای اقتصادی بر رشد اقتصادی را تعدیل میکنند (Bruns et al., 2017) و در قالب یک ساختار پیچیده اجتماعی (Neumeye et al., 2019) منجر به ایجاد ارزش و توزیع عادلانه آن در اکوسیستم میشوند (Audretsch et al., 2019)، کمتر در سطح روستا مورد توجه قرار گرفتهاند (Polbitsyn, 2019)، ضرورت طراحی مدلی برای توسعه چنین اکوسیستمهایی در صنعت گردشگری کشاورزی آشکار است. بنابراین، پژوهش حاضر بهدنبال طراحی و تدوین مدل توسعهی اکوسیستم کارآفرینی در حوزهی گردشگری کشاورزی میباشد.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، از نظر رویکرد، کیفی و از حیث شیوه گردآوری دادهها، در زمره مطالعات اسنادی قرار میگیرد؛ زیرا دادههای مورد نیاز از طریق بررسی و تحلیل نظاممند اسناد علمی شامل مقالات منتشرشده در پایگاههای اطلاعاتی معتبر گردآوری شده است. روش پژوهش، فراترکیب و بر اساس الگوی هفتمرحلهای سندلوسکی و باروسو (Sandelowski and Barroso, 2007) است. جامعه اسنادی شامل تمامی مطالعات علمی داخلی و بینالمللی منتشرشده در حوزه اکوسیستم کارآفرینی و گردشگری کشاورزی بود. انتخاب مطالعات به روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج انجام شد. پس از غربالگری پژوهشها، تعداد 50 پژوهش انتخاب و سپس با تحلیل محتوای یافتههای پژوهشهای انتخابشده و با استفاده از روش کدگذاری و نظر خبرگان، تعداد 66 کد، 15 مفهوم و 7 مقوله شناسایی شدند. بهمنظور سنجش پایایی کدهای استخراجی، درصد توافق درون موضوعی محاسبه گردید.
یافتهها: توسعهی اکوسیستم کارآفرینی در حوزهی گردشگری کشاورزی نیازمند توجه همزمان و همراستای چندین مؤلفه کلیدی است. این مؤلفهها در قالب مقولات "سرمایه انسانی" شامل مفاهیم توانمندسازی نیروی انسانی، آموزش تعاملات اجتماعی و مهارتهای تکمیلی، "بازار و تقاضا" شامل مفاهیم تبلیغات و برندسازی، بازارسازی و مطالعه تقاضاهای گردشگران، "زیرساخت و منابع" شامل مفاهیم زیرساختهای فیزیکی گردشگری، پتانسیلهای طبیعی و منطقهای، "سیاستها و نهادها" شامل مفاهیم حمایتهای دولتی ، نهادسازی، تدوین قوانین، "سرمایه اجتماعی و تعاملات" شامل مفاهیم مشارکت و همکاری داخلی، شبکهسازی خارجی، "نوآوری و یادگیری" شامل مفاهیم نوآوری علمی و دانشی، نوآوری فناورانه و زیرساختی و "فرهنگ" شامل مفاهیم تقویت فرهنگ عمومی کارآفرینی و توسعه نگرش جامعه محلی، دستهبندی شدند که بهطور نظاممند با یکدیگر در تعاملاند و بنیان یک اکوسیستم پایدار را شکل میدهند.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش در قالب مدل توسعه اکوسیستم کارآفرینی در حوزه گردشگری کشاورزی نشان میدهد که شکلگیری و توسعه اکوسیستم کارآفرینی در حوزه گردشگری کشاورزی، حاصل برهمکنش پویا و همافزایی مجموعهای از عوامل ساختاری، نهادی و رفتاری است که در قالب هفت بُعد اصلی شامل فرهنگ، سرمایه انسانی، بازار و تقاضا، زیرساختها و منابع، سیاستها و نهادها، سرمایه اجتماعی و تعاملات، و نوآوری و یادگیری تبیین میشوند. در این چارچوب، فرهنگ بهعنوان بستر نرمافزاری اکوسیستم، از طریق تقویت نگرشهای مثبت و ارزشهای کارآفرینانه در جامعه محلی، زمینهساز پذیرش و پایداری فعالیتهای کارآفرینانه است؛ در حالیکه سرمایه انسانی توانمند و آموزشدیده بهعنوان عامل کلیدی در تبدیل فرصتها به کسبوکارهای پایدار عمل میکند. همزمان، وجود بازار پویا و تقاضای مؤثر، از طریق سازوکارهایی نظیر برندسازی و بازاریابی هدفمند، امکان تجاریسازی محصولات و خدمات گردشگری را فراهم میسازد. از سوی دیگر، زیرساختها و منابع بهعنوان پیشنیازهای عینی توسعه، بستر فیزیکی و محیطی لازم برای بهرهبرداری از ظرفیتهای گردشگری را مهیا میکنند و سیاستها و نهادها با ایفای نقش تنظیمگر و حمایتی، از طریق تدوین قوانین، ارائه مشوقها و تسهیل فرایندها، شرایط مساعد برای رشد اکوسیستم را فراهم میآورند. همچنین، سرمایه اجتماعی و تعاملات شبکهای با تقویت همکاریها، اعتماد و تبادل دانش، موجب افزایش کارایی و انسجام درونسیستمی میشود و در نهایت، نوآوری و یادگیری بهعنوان موتور محرک اکوسیستم، با ارتقای مستمر دانش، فناوری و خلاقیت، زمینهساز مزیت رقابتی و پایداری بلندمدت کارآفرینی در این حوزه است. بر این اساس، میتوان نتیجه گرفت که کارآمدی اکوسیستم کارآفرینی گردشگری کشاورزی نه به عملکرد منفرد هر یک از این ابعاد، بلکه به کیفیت تعامل، توازن و انسجام میان آنها وابسته است؛ بهگونهای که هرگونه ضعف یا گسست در یکی از اجزا میتواند کل نظام را با اختلال مواجه سازد. ازاینرو، اتخاذ رویکردی جامع، یکپارچه و سیستمی در سیاستگذاری و برنامهریزی توسعه، شرط اساسی برای تحقق و پایداری کارآفرینی در این حوزه محسوب میشود. بنابراین سیاستگذاران، پژوهشگران و فعالان این حوزه میبایست به توسعهی ظرفیتهای انسانی، نهادی، زیرساختی، بازاریابی، فرهنگی، اجتماعی و نوآوری بهعنوان ابعاد مکمل و بههمپیوسته بنگرند. همچنین لازم است بین سطح سیاستگذاری کلان، برنامهریزی منطقهای و اجرای محلی هماهنگی وجود داشته باشد تا بتوان با نگاه بلندمدت و پایدار، گردشگری کشاورزی را بهعنوان یک فرصت اقتصادی، فرهنگی و زیستمحیطی ارتقا داد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
کارآفرینی در کشاورزی دریافت: 1405/1/30 | پذیرش: 1405/6/11