گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران
چکیده: (2138 مشاهده)
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: در حال حاضر که فناوری های دیجیتال، تأثیرات شگفتی در بازارهای کار ایجاد کرده اند، توسعه کارآفرینی و اشتغال پذیری، به عنوان نتایج مسیر شغلی، در صدر دستورال عمل های سیاسی و آموزشی قرار دارند؛ به گونه ای که پرورش دانشجویان کارآفرین و اشتغال پذیر، یکی از مهم ترین رسالت هایی است که از آموزش عالی انتظار می رود. در این راستا، انتظار می رود که پرورش دانشجویان کارآفرین یا اشتغال پذیر در عصر دیجیتال، مستلزم توجه به مهارت های دیجیتال آنان باشد. با این حال، مکانیسم اثرگذاری مهارت های دیجیتال بر نتایج مسیر شغلی دانشجویان (قصد کارآفرینی، اشتغال پذیری ادراک شده) روشن نیست و پژوهش ها در این زمینه کمیاب هستند. در این راستا، نتایج اندک مطالعات موجود نیز متناقض هستند. شواهدی وجود دارند که خودکارآمدی می تواند بخشی از این مکانیسم را توضیح دهد؛ بنابر این، این پژوهش به بررسی تأثیر مهارت های دیجیتال بر قصد کارآفرینی و اشتغال پذیری ادراک شده دانشجویان رشته های کشاورزی می پردازد و در این راستا نقش میانجی گری خودکارآمدی نیز بررسی می گردد. دستیابی به اهداف این پژوهش، علاوه بر آن که بر غنای ادبیات قصد کارآفرینی و اشتغال پذیری ادراک شده می افزاید، قادر است بخشی از اهمیت مهارت های دیجیتال را در توسعه نتایج مسیر شغلی دانشجویان کشاورزی برجسته سازد.
مواد و روش ها: در این پژوهش، از رویکرد کمی بهره گرفته شده است و از نظر زمانی، شیوه گردآوری داده ها و پردازش اطلاعات به ترتیب مقطعی، پیمایشی و علی- ارتباطی به شمار می آید. همه دانشجویان سال چهارم دوره کارشناسی مشغول به تحصیل در دانشگاه های دولتی، جامعه آماری این پژوهش را تشکیل می دادند. با روش معکوس ریشه مربع، 384 تن به عنوان تعداد نمونه آماری پژوهش، انتخاب شدند. روش نمونه گیری پژوهش، چند مرحله ای (انتخاب تصادفی دو دانشگاه از قطب های پنجگانه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مرحله نخست و سپس گردآوری داده ها از دانشجویان دانشگاه های انتخاب شده با روش نمونه گیری در دسترس) بود. پرسشنامه مهارت های دیجیتال شامل 37 گویه و هفت بعد (مهارت های ارتباطی دیجیتال، مهارت های تولید محتوای دیجیتال، مهارت های همدلی دیجیتال، مهارت های اطلاعاتی دیجیتال، مهارت های حفظ امنیت دیجیتال، مهارت های تفکر انتقادی دیجیتال، و مهارت های حل مساله دیجیتال)، خودکارآمدی شامل هشت گویه، قصد کارآفرینی شامل شش گویه و اشتغال پذیری ادراک شده شامل سه گویه، بخش اصلی ابزار تحقیق را شکل می دادند که در مقیاس لیکرت پنج سطحی در سامانه پرسلاین طراحی و به صورت بر خط در بین نمونه آماری تحقیق توزیع گردید. روایی پرسشنامه، توسط تنی چند از متخصصان آموزش کشاورزی ارزیابی و تایید شد. پایایی ابزار اندازه گیری، با اجرای یک مطالعه پیشآهنگ و ارزیابی ضریب آلفای کرونباخ تایید شد (0/7<α). روایی مدل اندازه گیری نیز با بررسی بارهای عاملی و شاخص های سنجش روایی همگرا و تشخیصی و پایایی آن نیز با ارزیابی ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تایید گردید (0/7<α وCR؛ 0/5< AVE؛ 0/85> HTMT). داده های گردآوری شده با استفاده از رویکرد حداقل مربعات جزیی مدل معادلات ساختاری تحلیل شدند. از نرم افزار Smart PLS برای تحلیل داده ها استفاده شد.
یافته ها: بررسی و تحلیل مقدار حجم اثر (0/019 = f2) رابطه مستقیم مهارت های دیجیتال بر قصد کارآفرینی (0/031=P، 2/157=t، 0/125=β) مطابق با دستورالعمل ها، به صورت تجربی تایید کرد که توسعه مهارت های دیجیتال به صورت مستقیم بر بهبود قصد کارآفرینی دانشجویان رشته های کشاورزی اثر قابل ذکری ندارد. به سبب اثر غیر مستقیم و معنادار مهارت های دیجیتال بر قصد کارآفرینی با میانجی گری خودکارآمدی (0/001=P، 7/842=t، 0/294=β)، نقش میانجی گری کامل خودکارآمدی در این رابطه استنباط شد. همچنین، یافته های به دست آمده نشان دادند که توسعه مهارت های دیجیتال به صورت مستقیم (با اثر کم) (0/001=P، 4/066=t، 0/231=β) و غیر مستقیم (با میانجی گری خودکارآمدی) بر توسعه اشتغال پذیری ادراک شده دانشجویان مؤثر است (0/001=P، 6/607=t، 0/268=β). به طور کلی، اثر کلی مهارتهای دیجیتال بر اشتغالپذیری ادراکشده (001/0=P، 040/12=t، 499/0=β )، با اندکی اغماض، بزرگ و بر قصد کارآفرینی (001/0=p، 011/9=t، 0/419=β ) متوسط ارزیابی شد. بر این مبنا، جهتگیری مثبت و قدرت تأثیرگذاری کلی مهارت های دیجیتال بر قصد کارآفرینی و اشتغال پذیری ادراک شده نشان میدهد که توسعه مهارتهای دیجیتال برای بهبود نتایج مسیر شغلی دانشجویان رشته های کشاورزی ضروری است. نتایج بیانگر آن است که به ترتیب 43/2 درصد و 39/7 درصد از واریانس متغیرهای اشتغال پذیری ادراک شده و قصد کارآفرینی دانشجویان مورد بررسی توسط متغیرهای پیشبین تبیین می گردد.
نتیجه گیری: یافته های حاصل، با ارائه بینشی نوین در زمینه نقش مهارت های دیجیتال در توسعه نتایج مسیر شغلی دانشجویان دوره کارشناسی رشته های کشاورزی بخشی از این مکانیسم را آشکار ساختند. نتایج به دست آمده بیانگر آن هستند که مهارت های دیجیتال به صورت مستقیم تأثیر قابل توجهی بر نتایج مسیر شغلی دانشجویان ندارند؛ بلکه اثرگذاری آن ها مخصوصاً در قصد شروع یک کسب و کار نو، از طریق خودکارآمدی صورت می گیرد. بر این اساس، توسعه مهارت های دیجیتال قادر خواهد بود تا با بهبود خودکارآمدی دانشجویان، علاوه بر بهبود بخشیدن درک آنان از قابلیت های خود در یافتن شغل، قصد آغاز یک کسب و کار نو را نیز در آنان ارتقا دهد. نتایج مؤید آن هستند که برنامه های مراکز آموزش عالی برای تقویت قصد کارآفرینی و اشتغال پذیری ادراک شده در دانشجویان کشاورزی، بایستی افزون بر آموزش و توسعه مهارت های دیجیتال، بر تقویت حس خودکارآمدی آنان نیز تمرکز نمایند. به طور خلاصه، اثرات کل مهارت های دیجیتال بر نتایج مسیر شغلی به وضوح نشان می دهند که مهارت های دیجیتال یک عامل کلیدی و قدرتمند برای پیشبینی و توسعه نتایج مسیر شغلی مورد بحث (اشتغال پذیری ادراک شده و قصد کارآفرینی) در دانشجویان کشاورزی هستند. نتایج این مطالعه می توانند به توسعه برنامه هایی که هدف آن ها توسعه قصد کارآفرینی و اشتغال پذیری در دانشجویان کشاورزی است کمک کنند. از سویی دیگر، قدرت اثرات کلی مهارت های دیجیتال بر اشتغال پذیری ادراک شده و قصد کارآفرینی می تواند توجیهی قوی برای سرمایهگذاری در برنامههای آموزشی برای توسعه مهارتهای دیجیتال در مراکز آموزش عالی کشاورزی را فراهم آورد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
آموزش کارآفرینی دریافت: 1404/7/14 | پذیرش: 1404/11/7