دانشگاه گنبدکاووس
چکیده: (31 مشاهده)
مقدمه و هدف: بخش کشاورزی در سراسر جهان با چالشی بیسابقه و چندوجهی روبروست که نیازمند تحولی بنیادین در رویکردها و شیوههای اجرایی است. پیشبینیها حاکی از افزایش قابل توجه تقاضای جهانی برای غذا تا سال ۲۰۵۰ است، درحالیکه این بخش حیاتی، که معیشت میلیاردها نفر به آن وابسته است، تحتفشار شدید تغییرات اقلیمی و تخریب منابع طبیعی قرار دارد. شیوههای کشاورزی سنتی، با ناکارآمدیهای ذاتی و پیامدهای زیستمحیطی، پایداری سیستمهای غذایی و جوامع روستایی را تهدید میکنند. این آسیبپذیری، نیاز به راهکارهای نوآورانه پایدار را برجسته میسازد. در پاسخ، مفهوم «کارآفرینی پایدار کشاورزی» (SAE) بهعنوان پارادایم تحولآفرین ظهور کرده است. SAE فراتر از تولید رفته و بر مدیریت فرصتها در زنجیره ارزش با تمرکز بر تعادل اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی تأکید دارد. دستیابی به SAE نیازمند تحول دیجیتال (IoT، AI، بلاکچین) برای بهرهوری و اکوسیستم حمایتی (سیاستها، مالی) است. اما ادبیات شکافهایی دارد: عدم تحلیل یکپارچه تحول دیجیتال و اکوسیستم در SCA؛ تمرکز جغرافیایی محدود؛ و کمتوجهی به جنسیت، جایی که زنان موانع بیشتری مواجهاند. این مرور به سؤال اصلی پاسخ میدهد: چگونه تعامل تحول دیجیتال و اکوسیستم کارآفرینی مسیرهای SCA را برای کارآفرینان کشاورزی (با ابعاد جنسیتی) شکل میدهد؟ اهداف فرعی: (۱) شناسایی فناوریها و تأثیر بر پایداری؛ (۲) بررسی نقش اکوسیستم؛ (۳) چارچوب مفهومی مسیرها. نوآوری: ادغام جریانها و تمرکز جنسیتی.
مواد و روشها: روششناسی این پژوهش یک مرور نظاممند ادبیات جامع (SLR) است که بر اساس چارچوب دقیق دستورالعملهای PRISMA طراحی و اجرا شد. این رویکرد برای اطمینان از شفافیت، تکرارپذیری و کاهش سوگیری در شناسایی و سنتز شواهد موجود اتخاذ گردید. فرآیند جستجو و انتخاب مطالعات شامل جستجوی جامع در سه پایگاه داده اصلی علمی شاملScopus، Web of Science و CAB Abstracts بود. جستجوی تکمیلی نیز از طریق Google Scholar و روش گلوله برفی انجام شد. مطالعات منتشر شده از ابتدای سال ۲۰۰۰ تا سال ۲۰۲۵ (زمان نهایی انجام جستجو در پایگاههای داده) مدنظر قرار گرفتند. این بازه زمانی طولانی به منظور ردیابی دقیق گذار از کشاورزی سنتی به پارادایمهای دیجیتال و همچنین پوشش رشد تصاعدی انتشارات در حوزه تحول دیجیتال پس از سال ۲۰۲۰ انتخاب شده است.رشتههای جستجو بر اساس ترکیب مفاهیم کلیدی پژوهش (کارآفرینی پایدار کشاورزی، تحول دیجیتال، اکوسیستم کارآفرینی و مزیت رقابتی پایدار) توسعه یافتند. فرآیند غربالگری شامل حذف موارد تکراری، ارزیابی عنوان و چکیده، و سپس ارزیابی متن کامل توسط دو پژوهشگر مستقل بود. ضریب توافق بین ارزیابان (کاپا) برای چکیده 87/0 و برای متن کامل 91/0 بود که نشاندهنده توافق بالا است. در نهایت، ۶۰ مقاله مرتبط برای سنتز نهایی انتخاب شدند. برای ادغام شواهد ناهمگون (کمی و کیفی)، از رویکرد سنتز موضوعی استفاده شد و نرمافزار NVivo برای تسهیل فرآیند کدگذاری و سازماندهی موضوعات به کار رفت. ارزیابی کیفیت با ابزار MMAT انجام شد و استخراج دادهها با فرم استاندارد شامل اطلاعات کتابشناختی، زمینه مطالعه، روششناسی، فناوریهای کلیدی، موانع و تسهیلکنندهها بود. سنتز در سه مرحله کدگذاری، سازماندهی موضوعات توصیفی و توسعه موضوعات تحلیلی انجام گرفت.
یافتهها: فناوریهای دیجیتال (مانند اینترنت اشیاء و هوش مصنوعی) به عنوان توانمندسازهای قدرتمندی برای افزایش بهرهوری و پایداری شناسایی شدند. با این حال، پذیرش آنها با موانع مهمی از جمله هزینههای بالا، شکاف مهارتی و کمبود زیرساخت مواجه است. تحلیل عمیقتر آشکار ساخت که مزیت رقابتی پایدار نه از خود فناوری، بلکه از همافزایی میان فناوری، قابلیتهای کارآفرینانه (سرمایه انسانی و اجتماعی) و یک اکوسیستم حمایتی (شامل سیاستها، نهادهای مالی و خدمات ترویجی) نشأت میگیرد. این پژوهش مسیرهای متعددی را برای دستیابی به SCA شناسایی میکند، از جمله مسیر مبتنی بر بهرهوری فناورانه، مسیر با اهرم اکوسیستم و دسترسی به بازار، و مدل مشارکتی کشاورزان خرد. تحلیل توزیع زمانی مقالات نشاندهنده رشد تصاعدی علاقه پژوهشی از سال ۲۰۲۰ به بعد است، با تمرکز جغرافیایی بر کشورهای آسیایی، بهویژه هند، اما مطالعاتی از آفریقا و اروپا نیز وجود دارد. از منظر روششناختی، مطالعات کیفی و کمی بهطور مساوی توزیعشده بودند. سنتز موضوعی پنج خوشه اصلی را شناسایی کرد: پذیرش فناوری نابرابر تحت تأثیر مقیاس مزرعه و زیرساخت؛ تأثیرات مثبت بر پایداری سهگانه (کاهش مصرف منابع، افزایش درآمد، توانمندسازی اجتماعی) با نگرانیهایی مانند جابجایی شغلی؛ موانع غالب مانند هزینه و شکاف دیجیتال، شدیدتر برای زنان؛ تسهیلکنندهها شامل آموزش و سیاستهای حمایتی؛ و اکوسیستم کارآفرینی با ضعف عدم هماهنگی بین بازیگران. نتایج کمی و کیفی همگرایی بر اهمیت اکوسیستم و واگرایی بر تفاوتهای زمینهای را نشان داد. همچنین، مطالعات موردی نشاندهنده موفقیت مدلهای تعاونی دیجیتال در کاهش ریسک برای کشاورزان خرد بودند.
نتیجهگیری: دستیابی به مزیت رقابتی پایدار در کارآفرینی کشاورزی نیازمند یک رویکرد سیستمی و انعطافپذیر است که در آن، نوآوری دیجیتال در یک بستر اکوسیستمی حمایتکننده ریشه داشته باشد. این پژوهش با ارائه یک چارچوب مفهومی یکپارچه که این تعاملات پیچیده را مدلسازی میکند، به ادبیات نظری کمک میکند. تلویحات عملی برای کارآفرینان شامل لزوم اتخاذ رویکردی استراتژیک به فناوری و تعامل فعال با اکوسیستم است. برای سیاستگذاران، ضرورت تدوین سیاستهای یکپارچه، سرمایهگذاری در زیرساختهای روستایی، و طراحی برنامههای حمایتی هدفمند برای غلبه بر شکاف دیجیتال و جنسیتی برجسته میشود. کارآفرینی پایدار کشاورزی دیجیتالی، پتانسیل دگرگونکنندهای برای ساختن سیستمهای غذایی تابآور و پایدار دارد. پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده بر مطالعات تطبیقی و روشهای ترکیبی تمرکز کنند تا تعمیمپذیری افزایش یابد. در نهایت، با تلاش هماهنگ ذینفعان، میتوان به توسعه روستایی فراگیر و امنیت غذایی دست یافت. علاوه بر این، ادغام فناوریهای نوظهور مانند یادگیری ماشین در پیشبینی بازار میتواند فرصتهای جدیدی ایجاد کند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
کارآفرینی در کشاورزی دریافت: 1404/8/25 | پذیرش: 1405/2/5