1- دانشگاه شاهد
2- دانشگاه تهران
3- دانشگاه آزاد تهران مرکز
چکیده: (220 مشاهده)
مقدمه و هدف: توسعه فناوری و مسیر نوآوری یک برند به طور عمیقی به هم مرتبط هستند. نوآوری در برند از مفاهیم ضروری در قرن حاضر است. در نسل مجازی، برندها فرصت بیسابقهای برای نوآوری در بسیاری از روشها دارند. پیشرفت اینترنت، عصر موبایل و هوش مصنوعی، نحوه ساخت محصولات و نحوه تبدیل تجربه مشتری به طور کلی را تغییر داده است. ترجیحات مصرفکننده، نیرویی پویا که توسط تغییرات فرهنگی، ویژگیهای اجتماعی و ارزشهای شخصی شکل گرفته است، به طور قابل توجهی بر نوآوری برند تأثیر میگذارد. امروزه با کمک فناوریهای نوین کشاورزی تلاش میشود تا بر میزان بهرهوری محصول افزوده شود. برای نیل به این هدف، ضمن استفاده از فناوریهای روز دنیا، اقدام به گسترش جغرافیایی زمینهای کشاورزی میشود. اما صرف تکنولوژی نوین و توسعه بیرویه زمینهای زراعی، به خودی خود باعث افزایش بهرهوری نمیشود، بلکه لازم است نیروی انسانی شاغل در آن صنایع، از فناوریهای موجود استقبال نموده و از آن استفاده نماید. پذیرش گسترده فناوری دیجیتال، دنیای ما را به طور قابل توجهی تغییر داده است. این تغییرات عمیقاً بر هر جنبهای از زندگی بشر، چه مثبت و چه منفی، تأثیر گذاشته است. در نتیجه، صنایع مختلف مجبورند با این انقلاب دیجیتال سازگار شوند و نحوه انجام تجارت و محصولات و خدماتی را که ارائه میدهند، متحول کنند و برای سازماندهی و کسب رقابت در سطح جهانی فرایند دیجیتالی کردن را در کسبوکار خود به کار گیرند. کارآفرینی دیجیتال برای تمامی صنابع و بخشهای فناوری اطلاعات سازمانها امری حیاتی است. زیرا این شیوه کارآفرینی منجر به ایجاد فرصتهای شغلی فراوان در قسمتهای مختلف اقتصادی، تجاری، پزشکی، ورزشی، حمل و نقل، هتلداری، زیرساختهای فناوری و مسائل مربوط به آنها شده است. در پاسخ به استفاده فراگیر از فناوری دیجیتال، فرآیندها، استراتژیها و محصولات سنتی در حال تغییر شکل هستند. با نوآوریهای تکنولوژیکی که فرصتهای بیحد و حصری را فراهم میکنند، کارآفرینان اکنون بیش از هر زمان دیگری تمایل دارند از ابزارهای دیجیتال استفاده کنند. چه در حال راهاندازی کسبوکارهای جدید باشند و چه در حال بهینهسازی کسبوکارهای موجود، عرصه کارآفرینی به دلیل پتانسیل عظیم ارائه شده توسط دیجیتالی شدن، شاهد افزایش قابل توجه انگیزه است. گنجاندن فناوریهای دیجیتال در فعالیتهای کارآفرینی، پتانسیل محصولات، خدمات و رویههای نوآورانه را آزاد میکند و در عین حال امکان پیکربندی مجدد مدلهای کسبوکار را فراهم میکند. علاوه بر این، دیجیتالی شدن، جستجوی بازارها و فرصتهای جدید را ساده میکند، بهرهوری هزینه را افزایش میدهد و تعامل ذینفعان را بهبود میبخشد. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل قصد کارآفرینانه بر اساس نوآوری در برندینگ، پذیرش فناوریهای کشاورزی و جهتگیری بازار پایدار مورد بررسی قرار گرفته است.
مواد و روشها: تحقیق حاضر از نظر هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است و از نظر نحوه گردآوری دادهها، توصیفی از نوع همبستگی اسـت که در آن از روش مدلسازی معادلات مسیری- ساختاری با رویکرد حداقل مربعـات جزئـی برای آزمون فرضیات و برازش مـدل اسـتفاده شـده اسـت. جامعه آماری پژوهش حاضر، 250 نفر از دانشجویان دانشکده کشاورزی دانشگاه شاهد بوده است. با درنظر گرفتن احتمال نقص بعضی از پرسشنامهها و عدم برگشت برخی دیگر در نهایت 180 پرسشنامه در بین دانشجویان توزیع شد که از این تعداد 150 پرسشنامه برگشت داده شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در تحقیق حاضر از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه با طیف پنجگزینهای لیکرت برای گردآوری دادههای زمینهای استفاده شده است. در این پژوهش در قسمت آمار استنباطی ابتدا با استفاده از نرمافزارSPSS و نرمافزارSmart-PLS به بررسی روابط بین متغیرها پرداخته شده است. نتایج پژوهش در سطح اطمینان 95 درصد نشان داده شد که؛ نوآوری در برندینگ بر قصد کارآفرینانه با ضریب 0.276 تاثیر معناداری دارد. نوآوری در برندینگ بر مهارتهای دیجیتال کارآفرینانه با ضریب 0.217 تاثیر معناداری دارد. نوآوری در برندینگ بر توانایی حل مساله با ضریب 0.241 تاثیر معناداری دارد. پذیرش فناوری کشاورزی بر قصد کارآفرینانه با ضریب 0.326 تاثیر معناداری دارد. پذیرش فناوری کشاورزی بر مهارتهای دیجیتال کارآفرینانه با ضریب 0.298 تاثیر معناداری دارد. پذیرش فناوری کشاورزی بر توانایی حل مساله با ضریب 0.255 تاثیر معناداری دارد. جهتگیری بازار پایدار بر قصد کارآفرینانه با ضریب 0.202 تاثیر معناداری دارد. جهتگیری بازار پایدار بر مهارتهای دیجیتال کارآفرینانه با ضریب 0.222 تاثیر معناداری دارد. جهتگیری بازار پایدار بر توانایی حل مساله با ضریب 0.820 تاثیر معناداری دارد. مهارتهای دیجیتالی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینی با ضریب 0.598 تاثیر معناداری دارد. توانایی حل مسئله بر قصد کارآفرینی با ضریب 0.108 تاثیر معناداری دارد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از پژوهش دلالت بر تایید تمامی فرضیههای تحقیق دارد. به طوری که نوآوری در برندینگ بر قصد کارآفرینانه، مهارتهای دیجیتال کارآفرینانه، توانایی حل مسئله خلاقانه تاثیر داشته است. همچنین پذیرش فناوریهای کشاورزی بر مهارتهای دیجیتال کارآفرینانه، قصدکارآفرینانه و توانایی حل مسئله خلاقانه تاثیر داشته است. و نیز جهتگیری بازار پایدار بر قصد کارآفرینانه، مهارتهای دیجیتال کارآفرینانه، توانایی حل مسئله خلاقانه تاثیر داشته است. در پایان این پژوهش پیشنهاداتی جهت ارائه به مدیران، بازاریابان، صاحبان کسب وکار و دانشجویان کشاورزی ارائه شده است. زیرا نوآوریها به برندها کمک میکنند تا نقش فعالتری در پرورش نسل جدید کارآفرینان دیجیتال ایفا کنند و در عین حال، جایگاه خود را به عنوان یک برند نوآور و پیشرو تثبیت نمایند. بنابراین آینده کارآفرینی دیجیتال، به شدت به تعامل سازنده و نوآورانه بین برندها و کارآفرینان وابسته است.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
کارآفرینی در کشاورزی دریافت: 1404/7/4 | پذیرش: 1404/11/27