بهار و تابستان                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- دانشگاه محقق اردبیلی
چکیده:   (121 مشاهده)
مقدمه و هدف: کارآفرینی در مناطق روستایی می‌تواند بر طرف کننده بسیاری از چالش‌ها از جمله بیکاری، درآمد پایین، فقدان تنوع اقتصادی و غیره باشد. در این بین با توجه به نقش غیر قابل انکار زنان در توسعه روستایی، تقویت کارآفرینی زنان روستایی راهکاری موثر در راستای تحقق توسعه پایدار روستایی محسوب می‌شود. شهرستان اردبیل با توجه به وضعیت اقتصادی و رواج برداشت‌های خاص از باورهای مذهبی و همچنین ساختار زندگی سنتی و روستایی شرایط چندان مناسبی جهت انجام فعالیت‌های کارآفرینانه به خصوص برای زنان ندارد. با توجه به ساختار سنتی شهرستان علی رغم وجود پتانسیل‌های زیاد برای اشتغال زنان روستایی در حوزه‌های صنایع دستی، صنایع خانگی و غیره؛ در اغلب موارد نگرش مردم محلی نسبت به اشتغال زنان چندان مناسب نبوده و بنابراین با توجه به این مشکلات و همچنین توسعه ­نیافتگی شهرستان، میزان مشارکت زنان به خصوص زنان روستایی در فعالیت‌های اقتصادی بسیار پایین است. بر همین اساس در پژوهش حاضر به شناسایی عوامل بازدارنده و پیش‌برنده توسعه کارآفرینی زنان روستایی در روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل پرداخته شده است.
مواد و روش­ ها: روش تحقیق در این پژوهش بر اساس ماهیت از نوع تحلیلی ـ توصیفی، بر اساس هدف از نوع کاربردی و رویکرد حاکم بر آن کمی ـ کیفی می‌باشد. به طوری که جهت بررسی‌ها و منابع مختلف، از تحلیل محتوای کیفی (گرند تئوری) استفاده شده است.  همچنین جهت ‏گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه­‌ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر، زنان خانوارهای روستایی شهرستان اردبیل بودند. روستاهای نمونه بر اساس شاخص داشتن جمعیت بالای 20 خانوار و داشتن نهاد مدیریتی شورا/ دهیار تعیین شد. تعداد روستاهای بالای 20 خانوار، بخش مرکزی شهرستان اردبیل برابر با 86 روستا است، لذا جهت نمونه­گیری، از روش طبقه‌ای (چند مرحله‌ای) استفاده شده است. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه خانوارها برابر با 358 خانوار بدست آمد و پرسشنامه‌ ها به نسبت تعداد خانوار در بین روستاهای مورد مطالعه پخش شد. جهت بررسی موضوع در قسمت عوامل پیش برنده از 36 گویه در پنج بعد و عوامل بازدارنده شامل 39 گویه در هفت بعد، بر اساس مطالعات سایر پژوهشگران، بهره گرفته شد. جهت سنجش پایایی پرسشنامه از آزمون آلفای کرونباخ استفاده گردید که ضریب آن 842/0 بدست آمد که نشان دهنده پایایی مناسب می‌باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌های بدست آمده از آزمون معادلات ساختاری در نرم­افزار Lisrel استفاده شد .
یافته ها: بر اساس نتایج بدست آمده از عوامل بازدارنده، بیشترین بار عاملی در میان عوامل اجتماعی و فرهنگی به گویه‌ عدم شناسایی فرصت‌ها برای ایجاد کسب و کار در بین زنان روستایی (بار عاملی 0.84)، در بین عوامل اقتصادی به گویه‌ عدم راه‌اندازی مشاغل مورد علاقه زنان در مناطق روستایی (بار عاملی 0.85)، در بین عوامل آموزشی به گویه‌ نداشتن مهارت و تخصص کافی زنان روستایی (بار عاملی 0.83)، در بین عوامل مدیریتی به گویه ناهماهنگی سازمان‌ها و نهادها در جهت افزایش توسعه کارآفرینی (بار عاملی 0.83)، در بین عوامل روانشناختی به گویه عدم ریسک و پایین بودن سطح ریسک در بین زنان (بار عاملی 0.79)، در بین عوامل فنی به گویه عدم دسترسی زنان روستایی به فناوری و دانش روز در زمینه‌های مختلف (بار عاملی 0.85) و در بین عوامل سیاست‌گذاری به گویه نبود سازمان، انجمن و یا صنف در خصوص حمایت از زنان کارآفرین در سطح جامعه (بار عاملی 0.80) اختصاص یافته است. به بیانی دیگر این نشانگرها بالاترین نقش را در تغییرات متغیرهای پنهان(عوامل بازدارنده توسعه کارآفرینی زنان روستایی) داشته‌اند. همچنین براساس نتایج بدست آمده از عوامل پیش‌برنده، عوامل محیط اجتماع (با ضریب اثر 0.922)، زیربنایی (با ضریب اثر 0.882) و اجتماعی (با ضریب اثر 0.867) به ترتیب مهم‌ترین عوامل پیش‌برنده توسعه کارآفرینی زنان روستایی می‌باشد. در این بین بیشترین بار عاملی در میان اجتماعی به گویه‌ مصمم بودن در ایجاد اشتغال زنان روستایی (بار عاملی 82/0)، در بین عوامل اقتصادی به گویه‌ توجه به کسب و کارهای کوچک و خرد در روستاها (بار عاملی 79/0)، در بین عوامل زیربنایی به گویه‌ افزایش بهره‌وری از منابع و امکانات محیطی و طبیعی موجود در روستا (بار عاملی 82/0)، در بین عوامل آموزشی به گویه آموزش و برگزاری کلاس‌های آموزشی برای زنان در زمینه مهارت اولیه کسب و کار (بار عاملی 80/0) و در بین عوامل محیط اجتماع به گویه وجود منابع اولیه در منطقه مورد مطالعه (بار عاملی 79/0) اختصاص یافته است.  به بیانی دیگر این نشانگرها بالاترین نقش را در تغییرات متغیرهای پنهان(عوامل پیش‌برنده توسعه کارآفرینی زنان روستایی) داشته‌اند.

نتیجه‌گیری: طبق نتایج حاصل از پژوهش می‌توان گفت که ضعف مدیریتی مهم‌ترین عامل بازدارنده و عامل محیط اجتماع مهم‌ترین عامل پیش‌برنده توسعه کارآفرینی زنان روستایی می‌باشد. به طوری که تقویت این عوامل و مدنظر قرار دادن روابط آن‌ها با یکدیگر، می‌تواند زمینه‌ساز تحقق و توسعه مطلوب و الگومدار کارآفرینی زنان روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل باشد. با توجه به نتایج پژوهش جهت توسعه کارآفرینی زنان روستایی پیشنهاد می‌شود، زمینه‎ برای حضور بیشتر زنان در بازار کار به ویژه در مشاغلی که زنان به آسانی و حتی بهتر از مردان از عهده آن بر می‌آیند؛ همانند صنایع دستی، فرش‌بافی، خیاطی و ... فراهم گردد. برخی باورهای سنتی رایج در منطقه ( از جمله این‌که فقط مردان، نان‌آور خانه بوده و حق فعالیت و کار در بیرون از منزل را دارند) ریشه‌کن گردند. مجموعه‌ای از سیاست‌های حمایتی و تشویقی مانند کاهش مالیات و افزایش معافیت مالیاتی برای واحدهای کارآفرین فعال در مناطق روستایی اعمال شوند. احداث و توسعه بازارهای محلی و فراهم کردن زمینه فروش مناسب محصولات و کالاهای تولید شده از مهم‌ترین عوامل در توسعه کارآفرینی زنان روستایی می‌تواند باشد. همچنین  برگزاری کلاس‌های آموزشی برای توجیه همسران و سرپرستان خانوار در خصوص توانایی سودآوری زنان در صورت حمایت مالی از آنها و فراهم کردن اعتبار مورد نیاز برای فعالیت‌های کارآفرینانه و فرهنگ‌سازی برای حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی و تلاش در مشارکت دادن هر چه بیشتر آنان در فعالیت‌های کارآفرینانه جهت تبادل دانش و اطلاعات می‌تواند تا حد زیادی موجب توسعه کارآفرینی در بین زنان روستایی گردد.
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: کارآفرینی در کشاورزی
دریافت: 1404/4/24 | پذیرش: 1404/9/17

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.